اشعارى در احكام

 

گوهر نماز

ارزنده ترين گوهر مقصود نماز است

زيبنده‏ترين هديه به معبود نماز است

كوبنده‏ترين اسلحه مكتب توحيد

كز ريشه كند خصم تو نابود نماز است

اين نكته، رسول مدنى گفت‏به سلمان

سرى كه به توفيق تو افزود نماز است

فرمود على شير خدا ساقى كوثر

در مكتب ما مقصد و مقصود نماز است

گويند كه با فضه چنين فاطمه فرمود

سرچشمه لطف و كرم و جود نماز است

از آمدن كرب بلا آنچه به عالم

مقصود حسين بن على بود نماز است

اى آن كه تويى منتظر مهدى موعود

رمزى كه نمايد فرجش زود نماز است

آن روز كه آيد ز پس پرده غيبت

اول هدف مهدى موعود نماز است

ژوليده

فروع دين

نماز روزه و خمس زكات و حج و جهاد

امر به معروف و نهى از منكر تولى و تبرى

اينها فروع دينه

مبطلات نماز

خنده نكن گريه نكن در هر نماز چاره بكن

هر آنچه در صحت آن شنيده‏اى اجرا بكن

چهارمين حفظ شروط اعم از غصبى و زور

يا دست‏به دست گذاشتن مثل عدو گفتن زور

چه سهو بود چه عمد بود آمين همچى بود

يا گفتن ق مثلا آنهم اگر عمدى بود

برگشت از قبله دين جزو حروف مبطل است

خوردن و ترديد و شكوك آن هم صنوف ديگر است

چه ركن و چه فرع را بر هم مزن نماز را

شو حافظ و تو مجرى اينده و دو حروف را

نماز و آداب آن

قابل درگاه حى بى‏نياز هيچ طاعت نيست‏بهتر از نماز

اين عبادت مايه قرب خداست مونس شبهاى تار اولياست

اين عبادت مايه غفران ماست ناجى و كفاره عصيان ماست

گر تعجب مى‏كنى از اين بيان پس برو «تنهى عن الفحشا» بخوان

اين عبادت چون عمود دين توست شرط ملت، مذهب و آيين توست

متقين را زين و منهاج آمده مؤمنين را عين معراج آمده

سعى كن قسمى كه مى‏بايد كنى نى دلت هر قسم مى‏خواهد كنى

چون شدى آماده غسل و وضو از معاصى دست و دل اول بشو

خويش را خالى تو از تزوير كن پس بلند آوازه تكبير كن

از خدايان مجازى عذر خواه بعد ازآن گو لااله الا الله

لفظ الا با دل آگاه گو پس محمد را رسول الله گو

خويشتن را مؤمن و موقن ببين پس على را گو اميرالمؤمنين

دل تهى كن از همه كفر و دغل پس بگو حى على خير العمل

چشم بردار از تمام ممكنات بعد از آن برگو كه قدقام الصلوة

پشت‏سر انداز خاص و عام را پس بگو تكبيرة الاحرام را

چون ستادى در حضور كردگار باش قائم با سكون و با وقار

فهم كن تا با كه مى‏گويى سخن با خدا يا با خيال خويشتن

در نمازى يا كه دعوا مى‏كنى يا جوال و مال پيدا مى‏كنى

در ركوعى يا به فكر نان و آب يا معلق مى‏زنى با صد شتاب

در سجودى يا مگر همچون كلاغ مى‏زنى بر خاك منقار و دماغ

يك دقيقه هشت ركعت‏خوانده‏اى زين رياضت چون خر وامانده‏اى

نصف عمرت از رياضت كاسته اين نماز از تو خدا كى خواسته

شرم كن از اين نماز اى بى ادب هان مكش بيهوده اين رنج و تعب

اين نماز از بى‏نمازى بدتر است مايه قهر خداى اكبر است

گر نماز خويش خواندى با حضور هست مقبول خداوند غفور

بى‏حضور قلب اگر خواندى نماز حق بود از اين نمازت بى‏نياز

«ذاكر» غم ديده هر صبح و مسا كسب اين توفيق خواهد از خدا

در سجود و آداب آن

از براى بنده در دارالشهود

منتهاى بندگى باشد سجود

سجده از هر طاعتى بالاتر است

مايه قرب خداى اكبر است

اين عبادت چون مبرا از رياست

زين سبب مخصوص از بهر خداست

گر فرشته سجده بر آدم نمود

سجده بهر حق و آدم قبله بود

بنده چون در سجده پستى مى‏كند

ترك كبر و خود پرستى مى‏كند

از علامات و صفات مؤمنين

شد يكى زان پنج تعفير جبين

مؤمن اندر سجده چون گيرد قرار

مى‏شود همراز با پروردگار

پس اگر در سجده خوددارى كند

اشك ريزد، ناله و زارى كند

سجده او مايه غفران شود

درد بى درمان او درمان شود

بنده‏اى چون با دل اندوهگين

بهر سجده سرگذارد بر زمين

آن زمين آن روز تا روز شمار

مى‏كند بر هر زمينى افتخار

كه به روى من خدا مسجود شد

خاك پاكم معبد معبود شد

چون گذارد مؤمنى سردر سجود

مى‏زند فرياد شيطان عنود

كه ز ترك و فعل سجده كردگار

من شدم مردود، او شد رستگار

گر ندارى اين خبرها را قبول

وز بيان من اگر گشتى ملول

از كلام حق بخوان اى ذوفنون

معنى الساجدون الحامدون

با خداى خويش «ذاكر» گو تو راز

گاه اندر سجده گاهى در نماز

در روزه و كيفيت آن

مى‏كند چون روزه دل را منجلى زان سبب فرمود حق الصوم لى

وز زبان او رسول مؤتمن گفت: الصوم زكوة للبدن

دردمندان را دواى بى‏غش است بر گنهكاران سپر از آتش است

روزه‏داران راست مزد بيشمار كس نداند غير ذات كردگار

رو بخوان تفسير قرآن و ببين شرح الله يحب الصابرين

صبر باشد روزه نفس و بدن از معاصى خداى ذوالمنن

روزه عام از شراب و نان بود روزه خاص از همه عصيان بود

مست صوم عاشقان صوم الوصال بر جمال لايزال ذوالجلال

تو شكم را پر ز نعمت مى‏كنى صبح تا شب خواب راحت مى‏كنى

خوش دلى از اين كه هستى روزه‏دار بايد از اين روزه باشى شرمسار

روزه آن باشد كه تن ويران كنى ترك راحت در ره جانان كنى

نفس خود را عادت طاعت دهى در رياضت زحمت و محنت دهى

دل تهى كن از همه خلق جهان تا در آيى در شمار صائمان

چون ندارى اختيار نفس خويش مى نخواهد رفت اين كارت ز پيش

اول اى «ذاكر» دل و جان پاك كن بعد از آن از آب و نان امساك كن

ميهمان خدا

روزه تمرين و كلاس زندگى درس ايثار و خلوص و بندگى

روزه زنجير هوا بگسستن است ديو و بتهاى درون بشكستن است

ماه در خود نگرى و خود كاوشى لب فرو بستن، نگفتن، خاموشى

درك مسكين از دل و جان كردن است زندگى همچون فقيران كردن است

قهرمان صحنه تقوا شدن همچو ماهى زنده دريا شدن

ماه ميهمان و ضيافت‏بر خدا جام بخشش، ماه سرشار از عطا

روزه، پرواز و عروجى ديگر است بهر ايام دگر چون افسر است

ماه گشتن، سير كردن در وجود با تعبد با تهجد با سجود

روزه، يعنى نفس خود را پاك كن قلب ابليس درونت چاك كن

راه پرواز است‏سوى آسمان ماه گرديدن بسان عاشقان

روزه هنگام سؤال است و دعا پرزدن با بال همت تا خدا

شهر يكرنگى و بى‏آلايشى ماه تقصير و گنه فرسايشى

عاشقان معشوق خود پيدا كنند تا سحر در گوش هم نجوا كنند

درد خود گويند با درمان خويش با طبيب و يا انيس جان خويش

فاش راز و گفته‏هاى خود كنند ذكر سر و غصه‏هاى خود كنند

روزه رسوا كردن شيطان دون پاك گشتن چون شهيد غرقه خون

فصل پاكى درون ما بود هر كه غير از اين بود رسوا بود

بسته دست و پاى شيطان مى‏شود نا اميد از دام انسان مى‏شود

غلامرضا كاج

امر به معروف

خانه حق را بيا آباد كن خلق را سوى خدا ارشاد كن

امر بالمعروف كن بر جاهلان نهى از منكر ز قوم غافلان

امر بالمعروف محبوب خداست از صفات انبيا و اولياست

انبيا را از همه گفت و شنود غير از اين مقصود مقصودى نبود

اين صفت چون از فروع دين توست از شروط ملت و آيين توست

سعى كن تا دين خود كامل كنى روز و شب ارشاد هر جاهل كنى

امر بالمعروف و نهى از منكرات واجب عينى است چون صوم وصلات

امر بالمعروف چون موقوف شد زين سبب هر منكرى معروف شد

بالسان لين و خلق نكو با خلايق تو كلام حق بگو

هر كجا قول تو افتد ناقبول خاطر خرم مكن هرگز ملول

اجر اين زحمت رضاى داور است مايه خشنودى پيغمبر است

روز محشر «ذاكر» ار خواهى نجات تا توانى نهى كن از منكرات

واجبات نماز

يازده واجب بود اندر نمازت اى پسر

سعى كن در حفظ او تا كه نيابى دردسر

اولش باشد نيت، در هر عبادت لازم است

گر نباشد نيت، انسان از عبادت غافل است

دومش باشد قيام يعنى به پا ايستادن است

بايدت باشى مهيا وقت تكبير گفتن است

سومش تكبيرة الاحرام باشد جان من

بايدت آرام باشد اين زمان كل بدن

چهارمش باشد ركوع تا دست‏بر زانو رسد

مستحب است طول دادن گرندارى رنج و درد

پنجمش باشد سجود، سر روى مهر بگذاشتن است

بهترين حال نماز، شيطان ز خود رنجاندن است

ششمين باشد قراءت، حمد و سوره خواندن است

مدتى در انتظار رحمت‏حق ماندن است

هفتمش ذكر است در حال ركوع و سجده‏ها

گفتن تسبيح باشد اى پسر اين ذكرها

هشتمش باشد تشهد، روى پا بنشستن است

در تكلم با خدايى اين شهادت گفتن است

نهمش باشد سلام واجب بود در هر نماز

لحظه‏اى بردار به درگاه اله دست نياز

دهمش ترتيب باشد تو بدان اين رمز را

در تمام كارها ترتيب همى خواهد خدا

يازدهم باشد موالات پشت‏سر آوردن است

مستحب بعد از نمازت مدتى بنشستن است

اين بود فهرست مطلب واجباتت اى نكو

گر كه تفصيلش بخواهى به رساله كن رجوع

اهميت نماز

كليد باب جنت در نماز است چراغ شام ظلمت در نماز است

نماز معراج انسان خدا جوست خدا را غم ز غربت در نماز است

خوشا آن كس كه پوشد ثوب تقوا جمال وعزت و زينت نماز است

تو را طاعت‏به عزت مى‏رساند نشان اين سيادت در نماز است

در آن روزى كه باشد روز محشر زاول چيز صحبت در نماز است

نمازت مانع از هر نوع گناهى مسلمان را سلامت درنماز است

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط رجالی  |